تبليغاتX
گفتار نیــک ، پــندار نیـک ، کردار نیــک

گفتار نیــک ، پــندار نیـک ، کردار نیــک

تاریخ اساطیری ایران و زندگینامه داریوش بزرگ و خاطرات دوران حکومت داریوش

زن در شاهنشاهی داریوش بزرگ "قسمت اول "

 

زن در شاهنشاهی داریوش بزرگ

 

" قسمت اول "

اگر اظهار نظر نویسندگان یونانی را باور کنیم ، مردان ایرانی بسیار

حسود بوده اند و همواره زنان شان را پشت بست و کلون نگه

می داشته اند. مثلاً پلوتارک ( تمیستوکلس ) می نویسد:

" اغلب بربرها ، مخصوصاً ایرانی ها ، درباره زنانشان طبعی بسیار

حسود دارند. مردهای ایرانی نه تنها به شدت مواظب اند تا چشم

بیگانه ای بر زنان شان نیفتد ، بلکه درباره زنان خریداری شده و برده

خود سخت پایبند به حراست اند. زن ها در خانه ها پشت کلون

 زندگی می کنند و به هنگام سفر در حصار چادر ارابه قرار دارند "

اما از منابع ایرانی چنین بر می آید که این برداشت و نظر کاملاً

درست نیست. در بررسی شرایط دستمزد دیدیده از لوح های

به دست آمده که مرد و زن در کنار یکدیگر کار می کرده اند،

از حقوق برابری بر خوردار بوده اند و گاه حتی کارهای سخت تر

را به عهده داشته اند. مثلاً گروه های بزرگی از زنان کشاورز را

می بینیم . سنگ سابان را معمولاً بیشترشان زن اند.

البته هنوز دقیقاً نمی توانیم بگوییم که کار زنان واقعاً چه بوده.

البته این را هم باید گفت که زن ها علاوه بر کار بیرون ، سر و

سامان دادن به کارهای خانه را نیز بر عهده داشته اند. در

در لوح های زیادی وجود دارد که زن ها با به دنیا آوردن کودکی

برای مدتی از کار در بیرون معاف می شدند.

در طول مرخصی زایمان حقوق دریافت می کردند و البته اضافه

حقوقی نیز به صورت جو و شراب دریافت می کردند ، که پاداش

افزودن رعیتی به رعایای شاه بود. و در ضمن در لوح های گلی

می بینیم که زن ها می توانستند به پست های بالاتر نیز برسند.

مثلاً مثلاً در کارگاه های شاهی همواره سرپرستی و مدیریت با

زنان است. در کارگاه های خیاطی که بیشتر در اشتغال زنان است،

گاه مردها زیر دست زنان می گیرند و حقوق زنان سر پرست بیشتر

از مردان سر پرست است. و در لوح های دیگری وجود دارد که زنان

در کارهای ثابت استخدام می شدند که ناشی از ضرورت حضور

زنان در خانواده بوده است.

 

 

 پایان قسمت اول

درقسمت بعدی موقعیت

 زنان های خانواده شاهی از چه موقعیتی برخوردار بودن

منتظر نظرات شما دوستان هستم

لطفاْ در نظر سنجی وبلاگ هم شرکت کنید.

خدانگهدار

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اسفند1388ساعت 9:24  توسط محمد احسان سالاری پور  | 

آرامگاه داریوش بزرگ " قسمت پایانی "

 

آرامگاه داریوش بزرگ

 

" قسمت پایانی "

 

ساختمان آرمگاه و نگاره و سنگ نبشته آن بیان روشن تفکر داریوش

از حکومت و قدرت است ، قدرتی که خدای بزرگ اهورا مزدا به او

ارزانی داشته ، او نیز سپاس خدای بزرگ را می گذارد. چنین نقشی

به وضوح می گوید که مخالفت با شاه ، مخالفت با اهورا مزدا وانحراف

از راه راست و درستی است. این مطلب را سنگ نبشته ی پشت

سر داریوش به وضوح و بدون هیچ ابهامی اعلام می کند .

در این سنگ نبشته ی داریوش پس از سپاس اهورا مزدا ، و

بر شمردن نام کشور هایی که امپراتوری او را تشکیل می دهد ،

بار دیگر تاکید می کند:

(( اهورا مزدا چون این سرزمین را آشفته دید ، آن را به من ارزانی

داشت. مرا شاه کرد. من شاه هستم. به خواست اهورا مزدا ،

من این سرزمین را در جای خود نشاندم. آنچه من گفتم ، همان

گونه که خواست من بود، آن گونه کردند. اگر می خواهی بدانی

چند { و کدام } بود کشورهایی که داریوش شاه داشت .

پیکرها را ببین که تخت مرا می برند. آن گاه پی خواهی برد ،

آنگاه برایت روشن می شود ، که نیزه ی مرد پارسی دور رفته

است . آنگاه در خواهی یافت که مرد پارسی خیلی دور از پارس

جنگ کرده است و پیروز شده است.!

داریوش شاه می گوید ، آن چه شد، همه را به خواست اهورا مزدا

کردم . اهورا مزدا مرا یاری کرد ، تا هنگامی که کار را کردم. اهورا مزدا

من و خاندان شاهی ام را و این کشور را از زیان دور بدار !!!

این را من از اهورا مزدا می خواهم . این را اهورا مزدا به من بدهد!

ای مرد ! فرمان اهورا مزدا به دیدت ناپسند نیاید !

راه راست را ترک نکن ! شورش نکن ! ))

آشکار است که نه فقط وفاداری به شاه و حمایت از او خواست

اهورا مزدا معرفی می شود ، بلکه همه ی اعمال واراده شاه نیز با

تایید یزدان است . او باید به دشمنان شورشی ، که از راه راست

منحرف شده اند، چیره شود صلح و امنیت کشور را حفظ کند.

پس شاه موظف است به خواست اهورا مزدا و با تمام نیرو کشورش

را اداره کند . کاخ تخت جمشید به ترین و با شکوه ترین مظهر ادغام

نمایش الطاف و پشتیبانی الهی از قهر و غلبه ی مقاومت ناپذیر

فرمانروایی است که می خواهد از آپادانا بر امپراتوری خویش ناظر باشد.

 

 

پایان.

 موضوع بعدی که به آن می پردازیم موقعیت زن در شاهنشاهی داریوش بزرگ !!!

 

منتظر نظرات شما دوستان هستم .

 دوستان و سروران گرامی خواهش میکنم در نظر سنجی من شرکت کنید

                                                                                  متشکرم

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 اسفند1388ساعت 9:21  توسط محمد احسان سالاری پور  | 

آرمگاه داریوش بزرگ "قسمت دوم"

  آرامگاه داریوش بزرگ

" قسمت دوم "

 

طبق نوشته های گذشته ام این چنین شروع میکنم از نقش رستم

از بخش میانی نمای بیرونی آرامگاه آغاز می کنیم .

چهارستون با سرستون های کله گاوی ، سقف افقی و صخره ای

 ایوان را ،که چهار تیرک دارد بر دوش گرفته ، در دو طرف به خاطر عمق

 کمتر ایوان دو بر آمدگی مستطیل شکل عمودی ، از سقف تا کف امتداد یافته

 و در وسط دری به درون آرامگاه باز شده است. پشت در راهرویی است

دارای سه اتاقکه یکی از آنها درست روبروی در ورودی قرار دارد و دو اتاق دیگر

درست سمت چپ کنده شده است. از قسمت راست راهرو می توان

دریافت که چرا در تقسیم بندی اتاق ها رعایت تقارون را نکرده اند. ظاهراً

 در این سمت سنگ تراش به وضعیتی برخورده ، که ادامه ی تراشیدن دل صخره

را صلاح ندیده است. در غیره این صورت می توان پنداشت که در نقشه اصلی

 آرامگاه رعایت تقارن اتاق ها شده بود است. در هر یک از اتاق ها سه تــابوت

 پشت سر هم کنده در صخره کنده شده است . از سرپوش گورها فقط

قطعاتی بر جای مانده و تعیین این که چه کسانی می بایستی همراه

داریوش در این گورها دفن می شدند، امروز نا ممکن است.

به کمک لوح های گلی دیوانی با چهار همسر او آشنا هستیم،

آتوسا ، ارتیسونه ، رته بامه ، واپاکیش ، پیش از این فقط آن

دو نام نخستین را می شناختیم. هرودت به سه همسر دیگر نیز اشاره می کند

اما نمی دانیم آیا اطلاعات امروزین ما نیز شامل همه ی همسران شاه

می شود یا نه . گورها می تواند برای بستگان دیگر ، شاید

 فرزندانی که مرگی زودرس داشته اند در نظر گرفته شده باشد.

در آرامگاه داریوش بزرگ سنگ نوشته های است که نشان از آن دارد

که آپادانا ، کاخ داریوش بزرگ و آرامگاه تقریباً بر یک آرمان تاکید دارد.

چرا که نمی توان گفت کاخ داریوش در تخت جمشید از آرامگاه او در

نقش رستم الگو گرفته است. پس تکرار نقشه ی کاخ در آرامگاه ،

کوششی برای یادآوری همان عظمت و بیانگر دوام قدرت خاندان شاه

حتی پس از مرگ است.

نگاره های آرامگاه به همان اتکای قدرت شاه بر نمایندگان خلق های

امپراطوری اشاره دارد. پشت سر شاه معتمدین طراز اول و

ملازمان معتمد،یعنی گئوبروه ی نیز دار واسپه ثینه ی کمان دار ایستاده اند.

و اینجا مجلس اهورا مزدا معلق است که داریوش نیایش کنان

دست راست اش را بلندکرده ، به اهورا مزدا نگاه می کند و

هنوز هم اهورا مزدا ، مانند نگاره یبیستون ، در حال سپردن حلقه ی

فرمانروایی به او است و همان آتش نشانگر ستایش اهورا مزدا ،

در محراب شعله می کشد.

پایان قسمت دوم

 

                 

در قسمت پایانی یا سوم که خیلی جالب

 

کورش بزرگ چنین می گوید که چگونه شد که پادشاه شد...

 

منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 9:27  توسط محمد احسان سالاری پور  | 

آرمگاه داریوش بزرگ "قسمت اول"

 

آرامگاه داریوش

 

حوالی 6 کیلومتری شمال تخت جمشید حفره ای بزرگ با شیبی بسیار تند قرار دارد که بر سینه ی

وسیع آن نگاره های فراوانی کنده شده است که امروزه به آن (( نقش رستم )) می گویند.

رستم، شخصیت حماسی مردم ایران ، که شاعر بزرگ فردوسی در حدود 1000 م. وی را خلق کرده به

چشم ایرانیان همان قدرتی را دارد که هرکول در افسانه های یونانی . احتمالاً عظمت نگاره های

شاهان سوار ساسانی ، که در سده های سوم و چهارم میلادی در چند نقطه ی از صخره ، از جمله در

نگاره ی زیر آرمگاه داریوش نقر شده خود به خود رستم را در اذهان ایرانیان تداعی کرده است .

در اواسط هزاره ی دوم پ . م عیلامی ها نیز خدایان خود را بر این صخره نقش کرده بودند.

این محل را داریوش هم برای آرامگاه خود مناسب یافت و هم جانشینان پس از او نیز  خشایار شاه تا

داریوش دوم به تقلید از او آرمگاه خود را در سمت راست و چپ آرمگاه داریوش ساخته اند.

ظاهراً اردشیر دوم بعد ها آرمگاه خود را ، درست با همان معماری نقش رستم ، در کوه رحمت و فراز

شرق صفه ی تخت جمشید بنا کرد . از این تاریخ به بعد آرمگاه های آخرین شاهان هخامنشی به کوه

رحمت منتقل شد که تمامی آن ها از آرمگاه  داریوش الگو گرفته اند . آخرین شاه سلسله ی

هخامنشی ، داریوش سوم موفق به پایان رساندن آرامگاه خود نشد.

طرح عمارت سرای آخرین داریوش به واقع نو و ابتکاری است و بیننده بی اختیار از خویش می پرسد که

به راستی وی برای بنای چنین آرامگاهی در دل چنین صخره ای از چه الهام گرفته است ؟

طرح نمای بیرونی آرمگاه و جزییات درونی آن کاملاً ابتکاری است. نمای خارجی صلیب گونه و به ارتفاع

23 متر است . در میان عمارت نمای بیرونی دری است که به درون آرامگاه راه می برد. عرض هر یک از

بازوان صلیب 90 / 10 متر است ، که از میان صخره بر آمده و بازوی زیرین آن کاملاً صیقلی است.

شاید این بازو برای ایجاد نقوش و سنگ نبشته و شاید هم برای ایجاد دشواری در صعود صیقل خورده

است . بخش زیرین بازو از نگاره هایی آکنده است که اینک به شرح آن خواهیم پرداخت.

 

پایان قسمت اول

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 بهمن1388ساعت 18:59  توسط محمد احسان سالاری پور  | 

دعا داریوش کبیر در تخت جمشید

 

 

در پست پایین آخرین گفتارهای داریوش کبیر را بخوانید.

" خیلی جالبه "

  

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت 2:23  توسط محمد احسان سالاری پور  | 

آخرین گفتار داریوش کبیر "وصیتنامه داریوش کبیر"

پیش مقدمه:

از زبان احسان سالاری پور قبل از مطالعه آخرین گفتار داریوش کبیر ( وصیتنامه داریوش کبیر )  این رو

بگم که وقتی این وصیتنامه را می خواندم و می نوشتم همراه با گریه بود گریه ای از روی شوق و افتخار

که ما زاده چنین مرز و بومی هستیم که چنین پادشاهانی داشته است .

امیدوارم از خواندن این مطلب لذت ببرید و به ایرانی بودن خود افتخار کنید.

زنده باد ایران و ایرانی

" آخرین گفتار داریوش کبیر "

اینک که من از دنیا میروم 25 کشور جزو امپراطوری ایران است.

در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها

دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران محترم شمرده

می شوند. جانشین من خشایار باید بداند همانند من در حفظ این

کشور بکوشد و راه نگهداری این سرزمین ها این است که در امور

داخلی آنها دخالت نکند و مذهب و شعایر آنها محترم بشمارد.

اکنون که من از دنیا می روم تو 12 کرور زر در خزانه سلطنتی داری

و این زرها یکی از ارکان قدرت توست زیرا قدرت پادشاه به شمشیر

نمی باشد بلکه به ثروت میباشد البته به خاطر داشته باش که تو

باید به زرها بیافزایی نه اینکه از آن بکاهی من نمی گویم در مواقع

ضروری از آن برداشت نکنی زیرا قائده زر در زرخانه این است که

هنگام ضرورت از آن برداشت کنی اما در اولین فرصت آنچه

برداشتی برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد و پیوسته وسایل

رضایت خاطرش را فراهم کن 10 سال است که من مشغول

ساختن انبارهای غله در کشور هستم من روش ساختن این انبارها

را که با سنگ بنا می شود به شکل استوانه است را از کشور مصر

آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود

نمی آید و غله بدون اینکه فاسد شود چند سال می ماند تو باید

بعد از من ساختن انبارهای غله را ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه

 2یا 3 سال کشور ذخیره باشد.

هرگز و هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی

نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون

اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنها به

مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند تو نخواهی توانست آنها

را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که

رعایت دوستی رابنمایی.

 

کانالی را که می خواستیم بین شط نیل و دریای سرخ ایجاد کنم به

اتمام نرسیده و تمام کردن آن از نظر بازرگانی و جنگی خیلی

اهمیت دارد و تو باید آن کانال را به اتمام برسانی همچنین عوارض

تردد کشتی ها از آن نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان ترجیح

دهند از آن نگذرند. اکنون قشونی به مصر فرستاده ام تا در قلمرو

ایران نظم برقرار سازد ولی فرصت نکردم قشونی به یونان بفرستم

تو با ارتشی قوی و نیرومند به یونان حمله کن و به آنان بفهمان که

پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را نابود کند. توصیه دیگر من

به تو این است که هرگز درغگو و متقلب را به خود راه مده چون

هردوی آنها آفت آفت سلطنت، هستند و هرگز همال دیوان را به

مردم مسلط مکن و برای اینکه آنها بد رفتاری

 

کنی آنها نمی توانند معامله متقابل کنند و اما در میادین نبرد تلافی

خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدنشان شود. امر آموزش را ادامه

بده بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا مهم و عقل آنها

فزونی یابد در این صورت با اطمینان بالاتری می توانی

 

سلطنت نمایی ، همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ

قومی را مجبور مکن که پیرو کیش تو باشند و پیوسته به خاطر

داشته باش که هرکس آزاد است از هر کیشی و آئینی که میل

دارد پیروی نماید.

 

پس از مرگ بدنم را بشوید و آنگاه در کفن بپیچانید و در تابوت

سنکی قرار بدهید و در قبر بگذارید اما قبرم را مسدود مکنید تا هر

زمانی که تابوت مرا ببینی دریابی که پدرت زمانی پادشاهی مقتدر

بوده است و تو نیز همچون من روزی خواهی مُرد و با دیدن من غرور

برتو غلبه نخواهد کرد اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو که قبر مرا

مسدود نمایند و وصیت کن تا پسرت نیز در مورد تو چنین نماید.زنهار

هرگز مدعی و هم قاضی مشو و اگر نسبت به کسی ادعایی داری

موافقت کن یک قاضی بیطرف آن را بررسی و حکم نماید زیرا مدعی

اگر قاضی شود ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا

قاعده این است که وقتی کشوری آباد نشود رو به ویرانی خواهد

رفت آباد کردن،حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول

قرار ده عفو و سخاوت را فراموش مکن وجدان که بعد از عدالت

برجسته ترین صفت پادشاهان عفو و سخاوت است ولی موقعی

است که نسبت به تو خطایی کرده باشند و اگر به دیگری خطایی

کرده باشند و تو آنرا عفو کنی ظلم کرده ای.

 

دیگر چیزی نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی غیر از تو

که اینجا هستند عنوان داشتم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این

توصیه ها را کردم و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می

کنم مرگ من نزدیک است.

 

 

 

 

" این بود وصیتنامه بزرگ امپراتور ایرانی داریوش کبیر "

 

 

منتظر نظرات شما دوستان هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت 1:36  توسط محمد احسان سالاری پور  | 

سخنی با دوستان

سخنی با دوستان

 به ایران بیندیشیم ، که سه هزاره است تا به همت فرزندان نخبه ی خویش

به جهان سر بلند زیسته است.

 

" به در خواست اهورامزدا ، من چنینم که راستی را دوست دارم و از دروغ روی گردانم . دوست ندام که ناتوانی از حق کشی در رنج باشد. همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهای ناتوان آسیب برسد. آن چه را که درست است من آن را دوست دارم. من دوست و برده ی دروغ نیستم. من بد خشم نیستم. حتی وقتی که خشم مرا می انگیزد، آن را فرو می نشانم. من سخت بر هوس خویش فرمانروا هستم ".

 این است بخشی از معتقدات داریوش که خود در سنگ نبشته ای اعلام می کند. چنین بیانیه ای از زبان یک شاه ، در سده ی ششم پ . م . به معجزه می ماند.از برسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نتیجه می گیریم که داریوش واقعاً هم با مسائل مردم ناتوان همراه بود است. این لوح ها می گوید که در نظام او دستمزد کارگران در اساس نظام منظبط مهارت و سن طبقه بندی می شده ، مادران از مرخصی و حقوق زایمان و نیز " حق اولاد " استفاده می کرده اند، دستمزد کارگرانی که دریافت اندکی داشتند با جیره های ویژه ترمیم می شد تا گذران زندگی شان آسوده تر شود. فوق العاده " سختی کار " و " بیماری " پرداخت می شد ، حقوق زن و مرد برابر بود و زنان   می توانستند کار نیمه وقت انتخاب کنند ، تا از عهده ی وظایفی که در خانه به خاطر خانواده داشتند ، برآیند.

" قدرت مدیریت و سازماندهی بنیان یک امپراتوری و نیز روابط ملی ، به کمک خرد جمعی ، چنان مستحکم شد ، که هنوز ایرانیان به جهان با همان ویژگی های دیرین و نخستین خود ، " یعنی پندار نیک ، کردار نیک ، گفتار نیک " شناخته می شوند ".

به ایران بیاندیشیم...

منبع : کتابی از استاد بزرگوار ناصر پورپیرار

منتظر نظرات شما دوستان هستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 دی1388ساعت 19:44  توسط محمد احسان سالاری پور  | 

به نام اهورامزدا

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 دی1388ساعت 12:20  توسط محمد احسان سالاری پور  | 

اشوزرتشت می فرماید:

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 دی1388ساعت 12:19  توسط محمد احسان سالاری پور  | 

اهورامزدا

نقش کهن به عنوان سمبل و نشانه ی خدا "اهورامزدا"

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 دی1388ساعت 11:53  توسط محمد احسان سالاری پور  |